غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

633

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

رخصت ارزانى داشت و چون ايلچيان به مكه رسيدند بسعادت طواف ركن و مقام استسعاد يافته باهتمام شرفا و حكام و خدام آن مطاف طوايف انام خانهء حضرت ملك علام را جامه پوشانيدند و كارى چنين بزرگ بيمن توجه خاطر خطير خاقان جهان‌گير ميسر گرديد و جناب شيخ و خدمت مولوى بعد از آن كه از مناسك و آداب حج اسلام بازپرداختند عنان عزيمت بصوب خراسان تافتند و آن مسافت دور و دراز طى فرموده در دار السلطنه هراة بملازمت خاقان سرافراز فايز گشته كيفيت حالات بعز عرض رسانيدند و در سنه مذكوره يعنى ثمان و ثمانمائه ميرزا محمد جوكى بهادر از جانب قبة الاسلام بلخ بپايه سرير اعلى آمده سيد عماد الدين محمود جنابذى را همراه آورد تا كيفيت جمع و خرج آن ولايت را مشروح معروض داشت و نزد حضرت خاقان سعيد بوضوح انجاميد كه از مال و جهات آنسركار مبلغ‌هاى كلى سر از گريبان اقرباء و وكلاء امير فيروز شاه برمىآورد لاجرم آن جناب را مخاطب ساخته بپرسش جواب آن سخنان پرداخت امير فيروز شاه را كجا بخاطر ميرسيد كه امثال اين مقال با وى توان گفت بنابر آن متغير گشته برخواست و دست بر دامن زده از مجلس همايون بيرون رفت و چند روز بديوان حاضر نشد آنگاه خاقان عاليجاه مولانا يعقوب پروانچى را پيش جناب امارت پناه فرستاد پيغام داد كه از ما امرى كه موجب ملال خاطر امير باشد واقع نشده و در خاطر همايون خطور نكرده بود كه جهة تصرف اموال بلخ وكلا و منتسبان او را بازخواستى كنيم اگر توره چنين است كه پادشاه را در ميان سخن گذاشته از مجلس بيرون روند مباركش باد و الا بايد كه از غضب پادشاهى پرهيز نمايد و امير فيروز شاه از اين مقام استشمام رايحه انتقام نموده از آن حركت ناهنجار پشيمان گشت و غم و اندوه مفرط بر ذات شريفش استيلا يافته بيمار شد و حضرت خاقان سعيد از غايت لطف و بنده‌نوازى بعيادت او رفته تفقد و عنايت بسيار اظهار كرد اما مفيد نيافتاد و روز بروز مرض امير فيروز شاه در تزايد بود تا بجوار مغفرت ايزد متعال انتقال نمود مدفنش گنبد مدرسه‌ايست كه در ظاهر دار السلطنه هراة نزديك بعمارات مهد عليا گوهرشاد آغا بنا نهاده است حضرت خاقان سعيد از فوت آن امير صاحب تائيد متاسف گرديد گرديد و منصب او را بولد ارشدش امير نظام الدين احمد مفوض گردانيد و همدرين سال امير سلطان شاه برلاس در ديوان امارت حضرت خاقان سعيد مهر زد و در غايت اختيار در آن كار دخل كرد . ذكر فوت ميرزا محمد جوكى بهادر ميرزا محمد جوكى بهادر پسر كهتر خاقان سعيد فريدون‌فر بود و آثار شجاعت و مردانگى انوار جلادت و فرزانگى در جبين مبين او معاينه مينمود و سفير تيرش خون از ديده سپهر گشادى و حسام انتقامش داغ حسرت بر دل بهرام نهادى و آن جناب هميشه در